کتاب وقتی از دو حرف میزنم اثر موراکامی را در این بخش با هم بررسی خواهیم کرد. کتابی که برخواسته از تجربیات شخصی و موفق نویسنده و هنرمند و ورزشکار اهل ژاپن می باشد. در بررسی این کتاب جذاب با ما همراه باشید!
درباره کتاب وقتی از دو حرف میزنم
هاروکی موراکامی علاوه بر نویسندگی، هنر و خصوصا موسیقی، به ورزش هم علاقه خاصی دارد. البته شاید حالا که دیگر دهه هفتاد زندگی اش را میگذراند این علاقه کمتر نشده باشد ولی حتما توان قبلی برای ورزش را ندارد. زندگینامه او نشان میدهد که در کودکی، نوجوانی و جوانی، حسابی اهل ورزش بوده و علاوه بر شنا و اسکواش، علاقه خاصی به دوی ماراتن هم داشته است. او هر روز صبح تقریبا یک رکورد سه ساعت و نیمه در دوی ماراتن از خود بر جای میگذاشته و همین نشان میدهد که انسان سحرخیزی است. موراکامی در کتاب « از دو که حرف میزنم، از چه حرف میزنم» بیش از آن که خواسته باشد تا داستانی را خلق کند، از خاطراتش با دویدن حرف میزند.
دنیایی که موراکامی برای خود ساخته، مملو از سختکوشی، تنهایی و مقاومت است. او هیچگاه در برابر مشکلات پیشروی خود کوتاه نمیآید و با یک برنامهریزی منسجم به پیش میرود. به به عبارت دیگر موراکامی اهدافش را معلوم ساخته و به خوبی آنها را ترسیم کرده است، پس با برنامهریزی درست، آهسته آهسته و مرحله به مرحله به آنها دست مییابد. خب این همان چیزی است که در این کتاب گفته است و میخواهد به طرفدارانش ارائه کند.
نویسنده اعتقاد دارد که میان نوشتن و دویدن شباهتهایی وجود دارد و در کتاب وقتی از دو حرف میزنم، از زندگی خودش میگوید. این کتاب سرشار از جستوجوگری، استقامت و پیوستگی است که همیشه در لابهلای داستانهای موراکامی، مخاطبان را مورد خطاب قرارداده و آنها را جذب خود میکند. موراکامی معتقد است: «درد اجباری است و رنج کشیدن اختیاری». یا در جایی دیگرمیگوید: «من فقط وقتی جسمم تحت فشار قرار میگیرد و عضلاتم به فغان میآیند (و گاهی هم جیغ میکشند)، شاخصهای ادراکم یکباره بالا میکشند و قادر به فهم چیزی میشوم».
کتاب وقتی از دو حرف میزنم، شناسنامه کاملی از موراکامی را به خوانندگان نشان میدهد. این شناسنامه شامل عقاید، نوع نگاه به زندگی، برنامه روزانه و امور شخصی، مجموعه علاقمندیها، فلسفه زیستن از دید او و خاطراتش است. با مطالعه آن میتوانید بفهمید موراکامی به پدیدهها و رخدادهای گوناگون چگونه برخورد می کند و شما چگونه میتوانید از رنج کشیدن دست بردارید و آن گونه که آرزو و دوست دارید عمرتان را بگذرانید. از ویژگیهای موراکامی این است که او نمیخواهد پند و اندرز بدهد، نصیحت نمیکند. یا مثلا با اندرزهای کلیشهای بگوید ورزش کنید تا سلامت بمانید، تا از این طریق شما به هیجان آمده و تحت تاثیر قرار گیرید. او با گفتن تجربهها و احساس خوبی که از ورزش کردن برایش ایجاد میشود سعی داردتا خواننده را به این دنیای وصف نشدنی ببرد و خواننده را در این لذت سهیم کند.
موراکامی از لذت دویدن حرف میزند؛ لذتی که موجب شد تا او روزانه هشت کیلومتر بدود و حتی در مسابقات دوی فوق ماراتن هم خود را بیازماید. او با بیان احساسش در زمان دویدن، نویسندگی و دویدن را با هم مقایسه میکند؛ او میگوید که استقامت و تداوم است که باعث میشود در دو و نویسندگی موفق شد.
در کتاب وقتی از دو حرف میزنم، عقاید صریح نویسنده را میخوانید. قطع داریم که شما هم با خواندن آن با ما هم نظر میشوید و بدون درنگ میگویید که این عقاید فقط از ذهن یک ژاپنی تراوش میکند. مثلا وقتی بیان میکند: «آدم باید برای پیش بردن کارهایش ضرب آهنگ را حفظ کند. در پروژههای طولانی مدت این امر بسیار اهمیت دارد. در دویدن به محض تنظیم ریتم گامها، آسودگی خاطر از راه میرسد»؛ این جملات نشان از روحیه سختکوشی، برنامه ریزی و صبوری مردم ژاپن دارد.
در صفحه آخر کتاب مورکامی میگوید:« عنوان این کتاب از یک مجموعه داستان، اثر نویسندهی محبوبم ریموند کارور گرفته شده است، تحت عنوان از عشق که حرف میزنم از چه حرف میزنم.»
در زیر بخشی از متن کتاب را آوردهایم:
«تا بهحال شده است در یک روز شصت مایل (حدود صدکیلومتر) بدوید؟ اکثریت قریب به اتفاق مردم جهان (آنهایی که البته از عقل سلیم برخوردارند) به عمرشان چنین کاری انجام نداده اند. در میان انسانهای معقول کسی را نمیتوان یافت که دست به چنین جسارت نابجایی بزند. ولی من یکبار این کار را انجام دادم. مسابقهای را به پایان بردم که از صبح زود تا غروب طول کشید و مسافتش شصت و دو مایل بود. میتوان حدس زد که چه بلایی بر سر جسمم آمد. به کلی از پا درآمدم و تا مدتی پس از آن سوگند میخوردم که دیگر طرف دو نمیروم….»
کتاب وقتی از دو حرف میزنم
(What I talk about when I talk about running: a memoir)
نوشته: هاروکی موراکامی (Haruki Murakami)
مترجم: مجتبی ویسی
ناشر: نشر چشمه
چاپ اول: 1388
چاپ بیست و سوم: 1400
تعداد صفحات: 179
شابک: 3-755-362-964-978
فهرست مطالب کتاب
مقدمهی مترجم
پیشگفتار: رنج کشیدن اختیاری است
فصل اول: چهکسی به میک جَگر میخندد؟
فصل دوم: نکاتی در باب رماننویس دونده شدن
فصل سوم: آتن در میانهی تابستان، دویدن ماراتن برای اولینبار
فصل چهارم: بیشتر دانستههایم را در داستاننویسی، دویدنهای روزانه به من آموخته است
فصل پنجم: حتی اگر در جوانی موی دماسبی بلندی میداشتم
فصل ششم: کسی دیگر بر میز نمیکوبید،کسی فنجانها را پرت نمیکرد
فصل هفتم: پاییز در نیویورک
فصل هشتم: 18 تا لحظهای که بمیرم
فصل نهم: کسی که تا توانست راه نرفت
پسگفتار: بر جادههای گرداگرد جهان
درباره نویسنده کتاب از دو که حرف میزنیم
روز 12 ژانویه ۱۹۴۹ هاروکی موراکامی در شهر کیوتو ژاپن متولد شد. او تنها فرزندِ یک پدر و مادرِ معلم بود. پدرش پسر یک کشیش بودایی و مادرش دختر یک بازرگان از اوزاکا بود. او از دوران کودکی، با فرهنگ غرب و همچنین موسیقی و ادبیات روسیه آشنا شد و به همین دلیل شیفته آن شد و به شدت زندگیش تحت تاثیر آن قرار گرفت. موراکامی با مطالعه آثار نویسندگان اروپایی و آمریکایی مانند چارلز دیکنز، داستایوفسکی، کافکا، گوستاو فلوبر، وونهگات، ریچارد براتیگان و جک کرواک اندیشه آنان را ثبت و ضبط نمود و براساس همین تأثیرات غربی، از سایرنویسندگان ژاپنی متمایز شده است.
وی در جایی میگوید:« پدرم استاد ادبیات ژاپنی بود، خب من هم دلم میخواست کار دیگری بکنم، پس آثار کافکا و داستایوفسکی و تولستوی را خواندم. داستانهایشان برایم شیرین و جذاب بود. هنوز هم داستایوفسکی قهرمان ادبی من است.»
در برههای یک باشگاه جاز برای خود دایر میکند و با تلاش بسیار از نظر مالی به جایگاه خوبی میرسد، اما در بیست و نه سالگی به صورت ناخودآگاه تصمیم به نوشتن میگیرد و پس از یکی دو نوشته تصمیم میگیرد تا باشگاه را که حسابی وقت او را میگیرد، در عین موفقیت بفروشد و به صورت کاملا حرفهای فقط به نوشتن میپردازد. او میگوید که روزانه حدود شصت نخ سیگار میکشیده و به این نتیجه رسیده است که برای نویسندگی باید جسم و روح سالمی داشته باشد. پس علیرغم آنکه تا سن ۳۳ سالگی ندویده بود، ورزش دو را شروع کرده و به یک دونده دو ماراتن تبدیل میشود.
جوایز هاروکی موراکامی
نوشتههای هاروکی موراکامی آثاری محبوب و پرفروش است و تعدادی از کتابهای او به بیش از سی زبان زنده دنیا نیز ترجمه و فروشهای میلیونی داشتهاند. مثلا ترجمه انگلیسی کافکا در کرانه در سال 2005 آن در فهرست ده کتاب برتر سال نشریه نیویورکر بود.
او در سال 2019 نامزد کسب جایزه نوبل ادبیات شد که با خواست خودش از رقابت کنارهگیری کرد. او قطعا یکی از مشهورترین و پرطرفدارترین نویسندگان جهان است. او با انتشار هریک از کتابهایش، سیل خوانندگان و طرفدارانش را به جنب و جوش در آورده و آنان را برای بهدست آوردن کتابش راهی بازار کتاب میکند.
خلاصه آنکه موراکامی میخواست یک نویسنده باشد؛ یک دونده باشد؛ و نهایتا با سعی و تلاش به خواستههایش رسید.
آثار و نوشته های موراکامی
الف- رمانها
- به آواز باد گوش بسپار (۱۹۷۹)
- پینبال ۱۹۷۳ (۱۹۸۰)
- تعقیب گوسفند وحشی(۱۹۸۲)
- سرزمین عجایب بیرحم و ته دنیا (۱۹۸۵)
- جنگل نروژی (۱۹۸۷)
- برقص، برقص، برقص (۱۹۸۸)
- جنوب مرز، غرب خورشید (۱۹۹۲)
- سرگذشت پرنده کوکی (۱۹۹۵)
- دلدار اسپوتنیک (۱۹۹۹)
- کافکا در کرانه(۲۰۰۲)
- پس از تاریکی(۲۰۰۴)
- ۱کیو۸۴(۲۰۱۰)
- سوکورو تازاکی بیرنگ و سالهای زیارتش(۲۰۱۳)
- کشتن کمانداتور (مردی که میخواست پرتره نیستی را بکشد)(۲۰۱۷)
ب- مجموعه داستان
- پس از زلزله (شش داستان در فاصله سالهای ۲۰۰۰–۱۹۹۹) (۲۰۰۰)
- فیل ناپدید میشود (هفده داستان در فاصله سالهای ۱۹۹۱–۱۹۸۰) (۲۰۰۵)
- بید کور، زن خفته (۲۴ داستان در فاصله سالهای ۲۰۰۵–۱۹۸۰) (۲۰۰۹)
- مردان بدون زنان (هفت داستان در فاصله سالهای ۲۰۱۴–۲۰۱۳) (۲۰۱۴)
- پرنده کوکی و زن سهشنبه
- اعلامیه کانگورو
- اول شخص مفرد(هشت داستان در فاصله سالهای ۲۰۲۰–۲۰۱۸) (۲۰۲۰)
نتیجه گیری
کتاب « از دو که حرف میزنم، از چه حرف میزنم» سعی دارد که به مخاطبش نشان دهد که وقتی هدفی را تعیین کردی و به آن اعتقاد داشتی میبایست برای رسیدن به آن بجنگی و با بدست آوردن آن روحت را جلا دهی. موراکامی برای نویسندگی به روحی نیاز دارد که بتواند رها شود و آزادنه به پرواز درآید. از قید و بندهای کوچک جدا شده و همچون یک دونده دوی استقامت، انتهای مسیر را ببیند و با ضرب آهنگی ملایم و یکنواخت، خود و مخاطبشانش را بدون جنجال و هیاهو، سالم به انتهای مسیر برساند.
او در مسابقات برای کسب مقام شرکت نمیکند. در مسابقات برای او رقابت یک اصل نیست. او مسابقه میدهد تا در کنار دیگران خودش را بیازماید، از دیگران انرژی بگیرد و بداند که زندگی نیز مسابقهای است که هرکس باید برای خودش بدود و برای رسیدن به هدفش تلاش کند. با پایان هر مسابقه ای، اندیشه شرکت در مسابقه بعدی را در ذهن بپرورانی و باز هم تمرین و تلاش کنی تا به هدفت برسی، و قطعا تنها برنده شدن هدف اصلی مسابقه نیست.
پیشنهاد میکنیم اگر نوشتههای موراکامی علاقمند هستید و یا خاطرات افراد مشهور و موفق را دوست دارید، مطالعه این کتاب را از دست ندهید.
تهیه شده در تحریریه چیکا



Comments