سیذارتا (Siddhartha) یعنی کسی که به هدف خود رسیده است. اثری جاودانه از « هرمان هسه » داستانی از تحول معنوی و سلوک عرفانی برهمنی هندی است. داستانی که در دوران هند باستان و همزمان با بودا اتفاق میافتد.
الف- سیذارتا (سیدارتها)
داستان مربوط به پسر برهمنی است که از درسهای پدر و فرهیختگان، روحش اقناع نمیشود و آرامش لازم را به دست نمیآورد. او همواره برای یافتن خویشتنِ خویش تلاش میکند. سیذارتا که پدرش از پیشوایان مذهب برهمایی است، همواره سعی نموده تا راه پدر را در پیش بگیرد و تعلیمات مذهبی را فراگیرد.
او دوستی به نام «گوویندا» دارد که با هم رشد میکنند، آنها در ناز و نعمت بزرگ شده و از سختیهای زندگی چیزی نمیدانند و همه چیز برایشان مهیاست. سیذارتا پسری دوست داشتنی است که مورد ستایش دیگران است. مردم اعتقاد دارند سیذارتا در آینده یکی از بزرگان برهمایی خواهد بود. غافل از این که سیذارتا اعتقادی به این موضوع نداشت و علاقهای برای رسیدن به آن مقام در خود نمیدید.
– منزل اول:
قهرمان داستان احساس میکرد که شادیها و زیباییهای اطرافش ابدی نیستند و همه آنها از بین خواهند رفت و به همین دلیل او را به آرامش و حکمت مورد انتظارش نخواهند رساند. روزی با گوویندا حرف دلش را در میان میگذارد و از رفتن سخن میگوید، راهی تازه برای دست یابی به کمال، شاید از طریق «شِمنان» (مرتاضان). پس با گوویندا راهی دیار شمنان میشوند تا دریابند که آنان چه چیز برای آموزش دارند و به دنیا چگونه مینگرند.
– منزل دوم:
تصمیم سخت و پیوستن به شمنان آغاز داستان است و پس از مدتی در بین آنان نیز راه کمال و آرامش را نمی یابد و تصمیم میگیرد تا آنان را ترک کند. او تصمیم میگیرد به محل اقامت بودا برود و شاگرد او شود.
درسهای بودا هم او را ارضا نمیکند. به بودا میگوید که حرفهایش را شنیده و به مقصود او که رهایی از رنج است، پیبرده و میداند که بودا به بالاترین مقصود رسیده است. اما این مقام با جستجوی خود بودا حاصل شده و نه از راه درس گرفتن از دیگران. پس سیذارتا آنجا را هم ترک میکند و بدون گوویندا که در آنجا قصد ماندن دارد به راه خویش ادامه میدهد.
– منزل سوم:
در منزل بعدی با زنی زیبا آشنا میشود. با او، دوست داشتن، مهرورزیدن و لذت را میآموزد و زندگی مادی را تجربه میکند. سپس خوابی میبیند و تصمیم به جدایی از او میگیرد.
– منزل چهارم:
سپس سیذارتا به رودخانهای میرسد و چون احساس میکند که رود با او سخن میگوید، تصمیم میگیرد که در کنار رود زندگی کند. مدتها بعد، در بین افرادی که از رودخانه میخواهند عبور کنند تا نزد گوتاما (بودا) بروند؛ زنی زیبا با پسرش نیز همراه آنان است که دچار مارگزیدگی شده و میمیرد، سیذارتا متوجه میشود که آن زن همان معشوقه خودش بوده و این پسر نیز فرزند سیذارتا است. پسر را نزد خود نگه میدارد، پسرک زندگی سیذارتا را نمیپسندد و روزی سیذارتا را رها میکند و از آنجا میرود.
– منزل رستگاری:
سیذارتا در عین غمی که بابت سختیها، دوری از پدر و هجران فرزندش او را گرفته، در مییابد که راز رستگاریش در حرکت رودخانه و ثابت بودن و پابرجا بودن همیشگی آن است. اگرچه رودخانه دائما در حال جوش و خروش و حرکت است، اما همیشه ثابت و پابرجاست و آرامش دارد. و اینجاست که به آرامشی که دنبالش بوده میرسد.
مطالعه بیشتر از چیکا:
ب- نقدکتاب
– داستان از زبان دانای کل روایت میشود و این نشان از هوشیاری نویسنده دارد. با این همه در برخی از بخشهای داستان نیز زاویه دید قهرمان اصلی مورد توجه قرار گرفته است.
– سبک و نثر رمان بسیار ساده و روان است و حتی وجود چند اصطلاح فنی و فلسفی ادیان هندی رمان را پیچیده نمیسازد و شبیه رمان های «دمیان» و «گرگ بیابان» نیست.
– برخی منتقدان، از این رمان به سبب عدم واقع گرایی و زیاده گوییهای فلسفی آن انتقاد کردهاند.
– میگویند حضور هرمان هسه در هند و علاقهی او به مذاهب و آیینهای شرقی سبب شده است تا سیذارتا را خلق کند.
– هدف اصلی در داستان سیذارتا غلبه کردن بر «من» زمینی و خاکی است. زیرا آن است که موجب شناخت خویشتن میشود.
– سیذارتا در واقع هنرمند و بازیگر زندگی شخصی خودش است. در پایان داستان که در کنار رود قرار گرفته است، آخرین بیداری او است زیرا از زندگی گذشته اش جدا میشود و لذا به شناخت میرسد.
– هرمان هسه در سیذارتا وحدت و هماهنگی در جهان را بهزیبایی به تصویر میکشد. او میفهمد که کل این دنیا به هم پیوسته است و همه جهان مجموعهای از غمها، رنجها، شادیها، سرخوشیها، ترسها، دلیریها، تجربهها و اتفاقات است و برای رسیدن به کمال باید که در این مجموعه به صورت کامل غوطهور شد.
– از مهمترین موارد مورد نظر نویسنده تکرار حوادث است. همان کاری را که سیذارتا با پدرش میکند، پسرش با سیذارتا میکند و هر سه نسل با نارضایتی پدران و اصرار پسران از هم جدا میشوند.
– سیذارتا یکی از نام های بوداست؛ یعنی کسی که به هدف خود رسیده است.
– «گوویندا» به معنای گاوبان است و یادآور تقدس، چرا که گاو در فلسفه ی هندویان حیوانی مقدس به شمار میرود.
– هسه بر خلاف کافکا و دیگر نویسندگان نهیلیست پوچگرایی را در رمانش به عنوان وجه غالب برنگزیده و شخصیت اصلی در رمان او از نهیلیسم فرار میکند. نویسنده ناامید شدن آدمی را شرط لازم برای شروع زندگی جدید و امیدوارکننده برای او میداند.
– ماجرای وجود رودخانه سراسر پیام است. در حرکت رودخانه زمان معنی ندارد، رودخانه پیوسته است و از ابتدا تا انتهایش یک کل واحد است و در همهجا پیوسته. و ناگفته نماند که رودخانه به دلیل تحرک و آینه گون بودنش نماد صداقت و پویایی نیز میباشد.
ج- جمع بندی
هرمان در این داستان سعی دارد تا به انسان بفهماند که شناخت خویشتن صرفا از طریق آموزش، حسهای دنیوی و مادی به دست نمیآید. در دنیای ما همه چیز به هم وابسته است. همهی صداها، اهداف، رنجها، میلها، خوبیها و بدیها، همه اینها در واقع همان دنیا است، آهنگ زندگی است و همینها انسان را به ادامه راه و رسیدن به کمال فرا میخوانند. و انسان است که باید بتواند خویشتن را بشناسد و راه رستگاری را فرا گیرد.
همچنین چیکا پیشنهاد میکند:
د- کلام آخر
رمان سیذارتا، نهمین اثر « هرمان هسه »، اولین بار در سال 1922 میلادی به چاپ رسید. هسه نویسنده آلمانی-سوئیسی (متولد 1877- وفات 1962)، از طریق پدر و مادرش که مبلغان مذهبی در هندوستان بودند، به جهانبینی و تفکرات فلسفی هند دست یافت. او هشت سال پس از سفرش به مشرق زمین یعنی در سال ۱۹۱۹، نگارش کتاب سیذارتا را آغاز کرد. او در سال 1946 میلادی موفق به دریافت جایزه نوبل ادبی شد.
همچنین برای کتاب سیذارتا در ایران ترجمههای متعددی صورت گرفته است:
– امیر فریدون گرگانی؛ انتشارات فردوس
– پرویز داریوش؛ انتشارات اساطیر
– محمد بقایی (ماکان)؛ انتشارات تهران
– سروش حبیبی؛ ابتدا توسط انتشارات ققنوس و سپس انتشارات ماهی
پیشنهاد میکنیم مطالعه این کتاب را از دست ندهید. از بین ترجمههای گفته شده نیز، ترجمه سروش حبیبی و سپس امیر فریدون گرگانی روانتر و دلچسبتر است.
تهیه شده در تحریریه چیکا


Comments