انسان درجستجوی خویشتن است. رولو مِی (Rollo May) اعتقاد دارد «خودآگاهی» خلاقانه باعث میشود تا اسیر نیروهای جبری نشویم. او میگوید زندگی مجموعهای از رابطه بین فرد با دنیای خودش است. منظور از دنیای خود، همان «خودآگاهی» و «رابطه با خود» است. و دنیا بدون این رابطه، خشک و بدون روح میشود. وی بیان میکند در حال حاضر اساسی ترین مشکل مردم، تهی بودن و احساس تنهایی آنان است. و برای فرار از این تنهایی به رفتارهای مختلفی روی میآورند. مثلا بیشتر مردم میپندارند که خودشان نیستند. یعنی آنچه را که میگویند و یا میخواهند از آنِ خودشان نیست.
به عبارت دیگر، در خدمت خواستههای پدر، مادر، استاد و … هستند و هرچه آنان انتظار دارند را انجام میدهند تا مورد پذیرش قرار گیرند تا از تنهایی رهانیده شوند. اما این هدفهای القایی را برطرف کننده دلهرهها و اضطرابشان نمیبینند، و نمی دانند که بیشتر اضطرابهای روان آزار علتش همین تضادهای روانی ناخودآگاه است…
با بررسی کتاب «انسان درجستجوی خویشتن» اثر رولو می با چیکا همراه باشید.
رولو مِی
در ۲۱ آوریل ۱۹۰۹ در اوهایوی امریکا متولد شد، کودکیاش بیشتر در مارین سیتی در میشیگان سپری شد. لیسانسش را سال 1930 در رشته هنرهای زیبا گرفت و در سال 1938 نیز در امریکا موفق به اخذ لیسانس الهیات شد. او مدتی کشیش بود اما سپس تصمیم گرفت تا در دانشگاه کلمبیا روانشناسی بخواند. در 38 سالگی به بیماری سل مبتلا شد و درواقع همانجا بود که تحول عمیقی در ذهن و زندگی او به وجود آمد.
رولو، ایامی که در بیمارستان بستری بود به آثار فروید و کیرکگارد روی آورد. وی همچنین علاقه خاصی نیز به پاول تیلیش فیلسوف آلمانی داشت. او به این نتیجه رسیده بود که تنها «وجودگرایی» توانایی دارد تا آنچه انسان در بحران تجربه میکند را به نحو احسن نشان دهد. رولو مِی جزء نظریه پردازان اصلی در رویکرد انسان گرا و «اگزیستانسیالیست» (وجود گرایی) محسوب میشود. از آثار مشهور رولو مِی میتوان به کتابهای « انسان درجستجوی خویشتن» و « عشق و اراده » و انبوهی از مقالات دیگر اشاره کرد. رولو در اکتبر سال 1994 و در سن 85 سالگی به دلیل ایست قلبی در تیبورن کالیفرنیا با مجموعهای از خدمات روانشناسی و روانکاوی دار فانی را وداع گفت.
انسان درجستجوی خویشتن
در کتاب انسان درجستجوی خویشتن، رولو مِی سعی دارد تا به خود واقعی انسان بپردازد. او اعتقاد دارد اساسی ترین معضل مردم در نیمه قرن بیستم، تهی بودن آنان و مشکل اصلیشان نداشتن یک میل یا نیاز مشخص و معین است. رولو «خودآگاهی» را دوای درد انسان دانسته و می گوید هروقت انسان بتواند مثل کسی غیر از خودش به خودش بنگرد و درباره خود بیندیشد به خودآگاهی رسیده است.
کتاب انسان درجستجوی خویشتن، به عنوان یکی از کتاب های بسیار مهم در حوزه روانکاوی شناخته میشود و برای روانکاوان و همچنین افرادی که علاقمند به حوزههای روانشناسی و روانکاوی هستند بسیار مفید و سودمند است. کتاب اگرچه ممکن است برای همه افراد قابل مطالعه باشد اما به جرات می توان گفت که از بار معنایی بسیار زیادی برخوردار است و با یک بار خواندن و مطالعه نمیتوان به همه اجزای آن اشراف پیدا کرد و نیاز است تا بارها و بارها خوانده شود تا درک لازم را به دست آورد.
آقای رولو مِی این کتاب را در سه بخش و هشت فصل به رشته تحریر درآورده است. وی در هر فصل به تفصیل به بیان موضوعات مختلف در حوزه انسان و موضوع خودآگاهی پرداخته است.
بخش اول با موضوع گرفتاری زمان ما شروع شده و در دو فصل به بیان موضوع تنهایی و دلهره انسان امروزی میپردازد. او انسان را در این زمان تهی میداند و دلهره و اضطرابهای او را ناشی از این تهیبودن و تنهایی میداند.
در فصل دوم به بررسی ریشه درد و ناراحتی انسان میپردازد. موضوعاتی همچون از دست رفتن ارزشها، ناتوانی زبان در ارتباط شخصی بین افراد، بین خود و طبیعت و حتی از دست رفتن احساس مصیبت در زندگی.
ممکن است از چیکا بپسندید:
بخش دوم کتاب در رابطه با کشف مجدد خویشتن است. در فصل سوم تجربه تشخص یافتن را با عناوینی همچون آگاهی به وجود خویشتن، تحقیر خود، تجربه بدن و احساسهای شخصی و … را مطرح می کند. در فصل چهارم عنوان تقلا برای خود بودن را انتخاب کرده و در آن از موضوع قطع شدن بند ناف روان شناختی، تقلا و کوشش برای رهایی از سلطه و اقتدار مادر و رهاسازی خود از وابستگی و همچنین مراحل آگاهی بر خویشتن سخن میگوید.
در بخش سوم هدفهای انسجام و یکپارچگی مورد بررسی قرار گرفته است. فصل پنجم آزادی و قدرت درونی با مثالی از مردی در قفس شروع میشود. او نفرت و آزردگیِ خاطر را بهای محرومیت از آزادی، میداند و به توضیح آن میپردازد. آزادی و تفاوت آن را با عصیان و سرکشی توضیح میدهد و بیان میکند که چه چیز آزادی نیست و چه چیز آزادی است. و با عنوان انتخاب خویشتن به پایان میرسد. انتخابی که برای به دست آوردن آزادی درونی باید انجام شود. یعنی شخص باید جای خود را در جهان تشخیص دهد و مسئولیت ادامه حیات خویش را به عنوان شخصیتی مستقل برعهده گیرد.
فصل ششم موضوع وجدان خلاق است. رولو مِی داستان آدم و پرومته را نقد میکند و در قالب این سوال که دین منشاء قدرت است یا ضعف، نقش دین را بررسی مینماید. سپس استفاده خلاق از گذشتهها را به میان کشیده و نهایتا با توضیح توانایی شخص به ارزش گذاری، این فصل را نیز خاتمه میدهد.
در فصل هفتم بحث بر سر جرأت است و این که جرأت فضیلت است یا خیر و چگونه میشود جرأت خود بودن را پیدا کرد. در بیشتر بخشهای کتاب نیمنگاهی به موضوع عشق داشته است و با عنوان پیشگفتاری بر عشق، به بیان عشق و انواع آن میپردازد و در آخر هم جرأت را لازمه رویارویی با حقیقت و قبول آن میداند و آن را توضیح میدهد.
برای فصل هشتم عنوان «انسان، فرارونده از زمان» را برگزیده است. او میگوید که انسان فقط با ساعت زندگی نمیکند. یعنی میتواند خود را خارج از زمان و در حال، آینده یا گذشته ببیند و همین به داشتن آگاهی و شناخت از خویش کمک میکند. موضوع بعدی لحظه باور برای انسان است. لحظهای که در آن زندگی میکنیم و این تمام چیزی است که در اختیار داریم. این لحظهای است که مستقیما به خودمان مینگریم و این لحظه واقعیتر از هر واقعیتی است و نباید از آن فرار کرد؛ و در آخرین مطلب هم توضیح میدهد که عصر و دوران مهم نیست؛ مهم نیست که در چه دورهای زندگی میکنیم؛ مهم آن است که با شناختی که از خود پیدا کردهایم چگونه میتوانیم آزاد و براساس تشخیص و تصمیمهای خود زندگی کنیم.
کتاب توسط دکتر سید مهدی ثریا در سال 1387 ترجمه و توسط انتشارات دانژه به چاپ رسیده است و در سال 1400 به چاپ سیزدهم دست یافته که نشان از استقبال خوب علاقمندان از این کتاب دارد. ناگفته نماند علیرغم تسلط آقای سید مهدی ثریا در تالیف و ترجمه کتابهای حوزه روانشناسی، مناسفانه ترجمه این کتاب به خوبی انجام نشده و برای خواننده لحظات سختی را در حین خواندن به وجود میآورد و جای تعجب است که چرا بعد این همه نوبت چاپهای بعدی، ایشان اقدام به ویرایش مجدد کتاب ننموده و اشکالات بسیار واضح در ترجمه و ویرایش جملات را انجام ندادهاند.
همچنین در متن برخی از بخشهای کتاب، جملات و یا کلماتی استفاده شده که سنخیتی با فرهنگ، دین، اعتقادات و… رولو مِی ندارد و این شائبه را به وجود میآورد که مترجم ممکن است رسم کامل امانت را در ترجمه بهجای نیاورده باشد.
اشاره کنیم که مترجم در اقدامی بسیار زیبا، آنچه را که برای خواننده لازم دانسته است در قالب پاورقی توضیح داده و به خوبی خلأ احتمالی نقصان اطلاعات خواننده را پر کرده که جای تمجید دارد.
جمع بندی
باید بدانیم که این کتاب جایگزینی برای رواندرمانی نیست و فقط سعی دارد به خواننده در خوددرمانی کمک کند، پس نمیتواند راه سریعی برای خوددرمانی تجویز نماید. به عبارت دیگر افراد میتوانند حالات و تجربیات فردی خود را در این کتاب یافته و در این خصوص براساس مسائل شخصی به نکاتی پیببرند.
به نظر میرسد رولو مِی سعی داشته در دوران فعلی، راههای ایجاد عدم امنیت خاطر را به خواننده نشان دهد و سپس روشهای حصول ارزشها و کمال گرایی را با استفاده از قدرت درونی به او بفهماند تا در زمانی که امنیتخاطر وجود ندارد تکیهگاه او باشد و قدرت ایستادگی در مقابل یأسها و دلهرهها را به خواننده بدهد.
اگر علاقمند به کتابهای حوزه روانشناسی و روانکاوی هستید، اکیدا پیشنهاد میکنیم تجربه و لذت خواندن این کتاب ارزشمند را از دست ندهید.
تهیه شده در تحریریه چیکا


Comments